تبليغاتX
اندکی صبر سحر نزدیک است
چو آید آن نگار عالم آرا تجلی می دهد وجه خدا را

  

 او وارث است، وارث دین محمد و خط سرخ شهادت.

   او قائم است، ایستاده و استوار و پابرجا، تا جهانی را به قیام حقطلبانه وادارد.

   او بقیة الله است، یادگاری از خط امامان و ذخیره ای از سوی خدا.

   او منصور است، یاری خدا و نصرت مؤمنین را پشت سر دارد و بر جباران پیروز

   پیروز خواهد شد.

   او ثائر است، انقلابی، برانگیخته و برانگیزنده.

   او منتقم است، خونخواه حادثه ی کربلا و انتقام گیرنده ی خون شهیدان و خون سید الشهدا.

   او صاحب الزمان و صاحب الامر است، او ولی عصر است.

   زمین و زمان، امر و فرمان در اختیار اوست.

   حجت الله است و خلف صالح.

   مهدی امت است. هدایت یافته ای هدایتگر، راه یافته ای راهنما.

   هم هادی است، هم مهدی، راه شناسی خبیر و راهبانی مطمئن و راهنمایی دلسوز.

    

      بیا با هم صفایی کرده باشیم

به عهد خود وفایی کرده باشیم

بیا در هجر مولای غریبان

برای هم دعایی کرده باشیم

   گفتم شبی به مهدی بردی دلم ز دستم

من منتظر براهت شب تا سحر نشستم

گفتا چکار بهتر از انتظار جانان

من راه وصل خود را بر روی تو نبستم

گفتم ببخش جرمم ای رحمت الهی

شرمنده ی تو بودم شرمنده ی تو هستم

گفتا هزار نوبت از جرم تو گذشتم

پرونده ی تو دیدم چشمان خود ببستم

شرمنده ی تو هستم

گل نرگس فدای رنگ و بویت

نصیبم کی شود دیدار رویت

گل نرگس تو که زیباترینی

میان هر دو عالم بهترینی

گل نرگس تو که مهد وفایی

نگار دلربا و با صفایی

گل نرگس نکن ناامیدم

که عمرم داده و مهرت خریدم

   نیمه شعبان، مطلع خورشید فروزان مهدی در ظلمت تاریخ است.

   وقتی نیمه شعبان می رسد، گلواژه های انتظار، ظهور، فرج، حکومت جهانی،

   قسط و عدل، دیدار و مهدی می شکفد.

   نیمه شعبان، عید منتظران وراثت زمین برای مستضعفان و شکست سلطه های

   جباران است.

   نیمه ی شعبان، افروختن چراغ شوق در دل شیعیان و امید دادن به محرومان است.

   این روز بر شما مبارک و خجسته باد اللهم عجل لولیک الفرج

 برای ظهورش

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم شهریور 1385ساعت 16:12  توسط نیلوفر آبی | 

   سلام سلام سلام

   اول تبریک به مناسبت اعیاد شعبانیه

   و یه تبریک ویژه  به مناسبت....

  اگه یه کم صبر کنید البته نه از نوع ایوبی متوجه میشید چه مناسبتی.

    این پست با همیشه فرق داره یه فرق اساسی

    امشب برای من یه شب خاصه، شبی که صبحش با بقیه روزها فرق داره

   صبحی که نوید بزرگترین هدیه الهی در زندگی منه

      بزارید اینطور شروع کنم...

   چه لطیف است حس آغازی دوباره

چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس

و چه اندازه عجیب است روز ابتدا بودن!!!

و چه اندازه شیرین است امروز.....

روز میلاد.....

روز تو!!!!

روزی که تو آغاز شدی

   آفرین به خودم حالا شد. حالا معلوم شد که تولده  ولی تولد کی؟؟؟

   زرنگ باشی میفهمی

  

   تولد یکی از بهترینهاست، تولد کسی است که بی او نمیخواهم به آرزوهایم برسم.

   درست حدس زدید تولد شریک و غمخوار زندگیمه.

   اومدم اینجا تولد گرفتم که غافلگیر بشهمطمئنم منتظر هر جور تولدی هست الا از نوع

   اینترنتی و وبلاگی 

   روزی که به دنیا اومدی داشت بارون میومد ولی هوا ابری نبود. میدونی چراااا؟؟؟؟

   اون روز فرشته ها داشتند گریه میکردند که یکی ازشون کم شده. ولی خبر نداشتند که این

   فرشته باید ازشون جدا بشه تا یه فرشته دیگه تنها نمونه حالا که فهمیدند همشون هلهله و

   شادی برپا کردند

   عزیزم تولد مبارک.

   ای کاش میتونستم خورشید رو به تو هدیه دهم و ستاره ها رو مثل نقل و نبات روی سرت

   بریزم.

   واااای چقدر شماها عجولید گفتم این مریم رو دعوت نکنماااا باشه بابا کیک هم میدم یه کم

   طاقت بیار.

   ریحانه، نرگس، شماها این هانیه و ماهی جون رو آروم کنید

 

   تولد تولد تولدت مبارک.... بیا شمعها رو فوت کن تا صد سال زنده باشی

   مبارک مبارک تولدت مبارک(با آهنگ بخونید البته مجاز)

 

     این شمعهایی که میبینید به نمایندگی از بقیه شمعها اومدند رو کیک رو تزئین کردند

  (قابل توجه نکته سنجها که نیان شمعها رو شمارش کنند و بگند این آقا که نوجوونه)

  

   چراغا نور میپاشن روی چشمای خندون

گلا اون گوشه موندند به دیدار تو حیرون

یکی چشماش میخنده یکی آروم نشسته

یکی از تو تاریکی به شمعها دیده بسته

آهای آروم نشینید با همدیگه بخونید

تولدت مبارک مبارک و مبارک

لبت یه باغ خنده دلت دریای نور شه

غم امروز و فردا  بره غم ز تو دور شه

آهای آروم نشینید با همدیگه بخونید

تولدت مبارک مبارک و مبارک

   به خورشید گفتم گرمی ات را به من بده تا به تو هدیه کنم گفت: دستانش گرمی مرا دارد.

   به آسمان گفتم: پاکی ات را به من بده گفت: چشمانش پاکی مرا دارد.

   از دشت سبزی خواستم گفت: زندگی اش سبزتر از من است.

   از دریا بزرگی و آرامشش را خواستم گفت: قلبش به اندازه اقیانوس است و آرام.

   از ماه تابندگی صورتش را خواستم گفت: وقتی نگاهش میکنم خجل میشوم.

   به فکر فرو رفتم. من در قبال دستان گرمت، چشمان پاکت، سبزی زندگی ات، بزرگی و

   آرامش قلبت و صورت ماهت هیچ ندارم که به تو هدیه دهم

   جز......

   قلبم که برای تو میتپد.

   این فاطمه وماهرخ ومریم و ریحانه و نرگس و مابقی که نمیزارن آدم به کارش برسه

   کیک رو بیارید بلکه اینا آروم بشند.

   نه نه نه اول کادو بعد کیک

    

   قابل تو رو نداره اصلاااااااااااااااااااا.

   صدا بچه ها رو میشنوید دارند فریاد میزنند که:

   باز شود دیده شود بلکه پسندیده شود. توش خالیه پوشالیه

   ای باباااا بیخیال باز کردنش بشید بیشتر از این شرمندمون نکنید.

   تو رو خدا کیک رو بیارید این دوستان گرامی ما رو کشتند بلکه از این کیک بخوردند و

   مرض قندشون عود کنه شاید فرجی شد

   کم بخور دیابت نگیری

   از همه ی کسانی که تو جشن تولد دو کبوتر عاشق شرکت کردند صمیمانه تشکر میکنم

   ان شاالله به شادی و خیر جبران میکنم.

  

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت 20:37  توسط نیلوفر آبی | 

   حلول ماه شعبان المعظم، ماه پیامبر اعظم(ص)، مقدمه ی ماه خدا بر همه ی عاشقان

   مبارک و خجسته باد.

    میلاد امام حسین(ع) است، شناگر دریای خون و رهپوی وادی عشق.

   حسین(ع) کربلایی نیست، جهانی است.

   حسین(ع) هم راه است و هم راهنما. هم کاروان است و هم قافله سالار.

   حسین(ع) مصباح الهدی و سفینة النجاة است.

   هنوز هم بشریت، تشنه ی درسهای مکتب عاشورایی حسین(ع) است، مکتبی که الفبای آن،

   فداکاری، جانبازی، خلوص و خدامحوری است.

   حسین(ع) چشمه ای از حقیقت و حریت است که تا ابد کام تشنگان آزادی را سیراب

   می سازد.

   فرهنگ عاشورایی و منطق حسینی، نفی خود برای اثبات خداست.

   چه به جا روز میلادش را روز پاسدار نامیده اند که به حق بزرگ پاسدار اسلام است.

   پاسداران، قصه گوی سالهای حماسه و ایثارند.

   شاهدان صحنه های زیبای خداباوری و عشق، که با جوهری از خون، با قلمی از گلوله

   و بر صفحه ای از دشت و بیابان جبهه های نبرد، سروده و نگاشته اند.

   پاسداران حنظله های امام خمینی(ره) بودند، که از حجله ی عروسی تا بستر شهادت را،

   با بال شهادت طلبی طی کردند و در سالهای جنگ، بقا را در فنا جستجو می کردند،

   ماندن را در رفتن، بودن را در نبودن و.... جاودانگی را در شهادت. 

 

   سلام بر سید الساجدین، زین العابدین(ع)

   صحیفه ی سجادیه اش، ناب ترین دعاهای عارفانه را در بردارد.

   هنوز هم ترنم عاشقانه این زبور آل محمد، بر زبان اهل دل است.

   زمان پر از زمزمه های سجادی است.

   امام سجاد(ع) پاسدار وحی نبوی و خط علوی و شور حسینی بود.

   در عصر نتوانستن ها، جامعه را به قدرت دعا توجه داد.

   نیایش، سلاح او در مبازره فرهنگی و سنگر او در دفاع از حق و اهل بیت بود.

   او که در برابر خدا، سجاد بود، هرگز در برابر ظالمان، سر تسلیم فرود نیاورد

   و چهره بر درگاه ارباب قدرت نسود.

   و چه زیبا تولدش را روز آزاده نامیده اند.

   آزادگانی که قرار از کف ربودند و طاقت از زانوهای بی طاقتی گرفتند و با اسارت خویش،

   که رنگی از شرف و زینتی از حماسه داشت، آزادگی را تفسیر کردند.

  ای دلاورمردان، این شما نبودید که اسیر دشمن بودید، بلکه دشمن، دربند مقاومت و رشادت

  شما گرفتار بود.

   درود بر شما، که گوهر ایمان و شرف خویش را در آن کافرستان بعث، از دستبرد

   نگاه داشتید.

                                                                            

    و اما سردار فداکار:

   عباس اسوه ی فرماندهان و الگوی پرچمداران است، در وفا و اخلاص، در ایمان و جهاد،

   و در هر خصلت نیک و صفت ارزشمندی که کرامت یک انسان به آن بسته است.

   ایثار او را کجا می توان یافت؟؟ فداکاری های او مگر در واژه می گنجد؟؟

   دستان اباالفضل(ع) قلم شد، و این دستها، برای آزادگان جهان، عَلم گشت.

   عباس، علمدار کربلاست، سقای لب تشنگان و تشنه ی شهادت و کشته ی راه وفا.

   آموزگار عشق و وفاست، و الهام بخش صبوری و ایثارگری و بزرگواری.

   ماه بنی هاشم بزرگترین جانباز کربلاست.

   جانبازی که سند شرف و یادگار معطر زمان خویش است.

   میلادش روز جانباز است.

   جانبازان، اسماعیلهای از منا برگشته و زخمیان تیغ شهادتند. پاکبازانی که عطر شهادت

   را به مشام جانمان می رسانند و فضای جامعه را معطر می سازند.

   ای عزیزان:

   با چراغ داغی که در دل دارید و مشعل صبری که بر کف گرفته اید راه زندگیتان

   روشن است و بی ابهام.

   اگر دست و پایی داده اید، در فضای عرفان، بال و پری یافته اید،

   اگر رفتن را از شما گرفته اند، در وادی سلوک، پیشتازید،

   اگر دیده داده اید، دید گرفته اید، اگر بصرتان رفته، بصیرت یافته اید.

   جانبازیتان مدرک جهاد و سند مقاومت است.

   درود بر شما اسوه های ماندگار تاریخ.

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 1:13  توسط نیلوفر آبی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
جا داره از همسر عزیزم که منو کمک میکنه در نوشتن وبلاگ تقدیر و تشکر کنم.

پیوندهای روزانه
yahoo mail
تست اعتماد به نفس
تست هوش
به چشمان خود اطمینان نکنید
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
فروردین 1387
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
پیوندها
دل نوشته
تخريبچي دوران
حدیث نفس
يا غاية آمال العارفين
روانشناسی
نسیمی از دریا
*اللهم عجل لولیک الفرج*
آفتابگردان(تايلند سرزمين هزار معبد)
عشق آمد از آسمان
یادداشتهای یک مهاجر
كاكو شيرازي
در یمنی و با منی
بولدوزر خانوم
دستنوشته های شخصی من
پيام گل سرخ
مخ تش
مفتی
مسافر سبز
مركز فرهنگي شهيد آويني
سوته دلان
صهبا جونم و عروسكهايش
وبلاگ ايران اسلام
گفتگوهاي تنهايي
اند هنر
نوشته هاي يه مامان
زندگي آخوندي
آسموني
تنها منجي
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان

 
...
Erorr in Your Internet Explorer !!!

Mojtaba Online